Gleanings13/Persian7

From Baha'i Writings Collaborative Translation Wiki
Revision as of 18:23, 18 January 2026 by TridentBot (talk | contribs) (Pywikibot 8.1.0.dev0)
(diff) ← Older revision | Latest revision (diff) | Newer revision → (diff)
Jump to navigation Jump to search

چنانچه سلطنت حضرت رسول حال در ميان ناس ظاهر و هويداست و در اوّل امر آن حضرت آن بود که شنيديد چه مقدار اهل کفر و ضلال که علمای آن عصر و اصحاب ايشان باشند بر آن جوهر فطرت و ساذج طينت وارد آوردند چه مقدار خاشاکها و خارها که بر محلّ عبور آن حضرت ميريختند و اين معلوم است که آن اشخاص بظنون خبيثه شيطانيّهء خود اذيّت به آن هيکل ازلی را سبب رستگاری خود ميدانستند زيرا که تمامی علمای عصر مثل عبداللّه أُبَی و أبو عامر راهب و کعب بن أشرف و نضر بن حارث تمامی آن حضرت را تکذيب نمودند و نسبت بجنون و افترا دادند و نسبتهائی که "نعوذ باللّه من أن يجري به المداد أو يتحرّک عليه القلم أو يحمله الألواح" بلی اين نسبتها بود که سبب ايذای مردم نسبت به آن حضرت شد و اين معلوم و واضح است که علمای وقت اگر کسی را رد و طرد نمايند و از اهل ايمان ندانند چه بر سر آن نفس ميايد چنانچه بر سر اين بنده آمد و ديده شد اينست که آن حضرت فرمود: "ما أُوذي نبيّ بمثل ما أُوذيت" و در فرقان نسبتها که دادند و اذيّتها که به آن حضرت نمودند همه مذکور است " فارجعوا إليه لعلّکم بمواقع الأمر تطّلعون" حتّی قسمی بر آن حضرت سخت شد که احدی با آن حضرت و اصحاب او چندی معاشرت نمينمود و هر نفسی که خدمت آن حضرت ميرسيد کمال اذيّت را باو وارد مينمودند ...